آقاي وزير كسي مخالف استفاده از زبان فارسي در ارسال پيامك نبوده و
نيست، بلكه از ابتدا مخالفت بر سر نبود بسترهاي فني همچون دوبله حساب شدن
نرخ پيامكهاي فارسي و كمبود 4 حرف "گ چ پ ژ" بود. و در نهايت اين كه ما
خود نيز در حال زندگي بين مردم بوده و از مشتركان وزارت ارتباطات هستيم،
ليكن اين را ميتوانيم ببينيم كه چند درصد پيامك فارسي دريافت ميكنيم و
چند درصد پيامك لاتين.
مخالفان پيامك فارسي متنبه شدند؟!
علي شميراني
وزير ارتباطات در سري گفتوگوهاي خود با فارس در پاسخ به پرسش اين
خبرگزاري درباره پيامك فارسي و گران شدن پيامك انگليسي بسياري از منتقدان
و مخالفان اين طرح اعلام ميكردند كه اين طرح شكست ميخورد و استقبالي از
آن نميشود، ولي 83 درصد پيامكها در نيمه شعبان فارسي بود، دليل اين
استقبال چيست؟ چنين پاسخ دادهاند: «اگر تاريخ ايران را نگاه كنيم همواره
خط با زبان فارسي همراه بوده است، ملت ايران در طول تاريخ حساسيت زيادي
بروي خط و زبان فارسي داشتهاند. هر زمان دشمنان سعي در وارد كردن خدشه به
زبان فارسي كردهاند ملت خودشان حساسيت نشان دادهاند.»
وزير ارتباطات همچنين در ادامه گفته است: «مردم نيز با ارسال پيامكهاي
فارسي پس از اجراي مصوبه دولت از اين حركت دولت استقبال ميكنند و از آن
حمايت ميكنند و مخالفان نيز اكنون متنبه شدهاند.»
زماني كه به آمار ميزان دريافت فايل فشردهسازي پيامك نگاه ميكنيد كه چه
استقبال اندكي از آن شده، تصور اين كه استقبال خوبي از ارسال پيامك فارسي
شده است، چندان جور در نميآيد.
اما بگذاريد تصور كنيم فردا اين آمار نيز اصلاح شده و جديدترين آمار در
قالب جوابيه با يك تغيير ميليوني براي ما ارسال شود! در آن صورت نيز اين
ابهام وجود دارد كه زماني كه اصولا روشي براي دسترسي به آمار يك وزارتخانه
وجود ندارد و حتي اظهارات غيررسمي اين آمار را صحيح نميداند، چطور
ميتوان اصولا نقدي بر آمار مذكور كرد و بعد هم پذيرفت كه مخالفان پيامك
فارسي متنبه شدهاند؟!
آقاي وزير كسي مخالف استفاده از زبان فارسي در ارسال پيامك نبوده و نيست،
بلكه از ابتدا مخالفت بر سر نبود بسترهاي فني همچون دوبله حساب شدن نرخ
پيامكهاي فارسي و كمبود 4 حرف «گ چ پ ژ» بود. و در نهايت اين كه ما خود
نيز در حال زندگي بين مردم بوده و از مشتركان وزارت ارتباطات هستيم، ليكن
اين را ميتوانيم ببينيم كه چند درصد پيامك فارسي دريافت ميكنيم و چند
درصد پيامك لاتين.
|+| نوشته شده توسط
محمدرضا سعادتی در دوشنبه هفدهم تیر 1387
|
جنگاور و سلحشور کیست؟ منظور از این واژه های چیست؟ فکر می کنم بهترین تعبیری که تا کنون از این واژه ها شده است سخنان و آموزه های (( ارد بزرگ )) است . او از درون و بطن جنگاور و سلحشور زایشی دوباره را نوید می دهد که می آید برای درمان دردها و نقصها... شاید در ابتدا تصور شود جنگاور حاصل رستاخیز و انقلاب باشد اما در بطن آن آرامش و التیام متجلی است با هم قسمتی از تعبیرهای ایشان را در این ارتباط مرور می کنیم :
جنگاور دارای ریشه و بنی پاک است . جنگاور تنها یک راه می شناسد و آن راه بی پیچ و خم به سوی هدف کشیده شده است . جنگاور به هیچ چیز جز هدف نمی اندیشد . جنگاور بدنبال خواب و آسایش نیست ، هدف ! چشم و اندیشه او را پر کرده است . جنگاور پیش از آنکه در راه پای نهد اندیشه اش بسیار بزرگ و فربه گشته و آنگاه که اینگونه شد همواره شمشیرش در دست است نه در نیام . جنگاور به پشت سر و دو سوی راه نمی نگرد و درنگ هم نمی کند . جنگاور ، از روزی سلحشور است که به شناخت رسیده و هدف را یافته باشد در این روز دیگر برای رسیدن به هدف از همه چیز خود خواهد گذشت . جنگاور را هیچ چیز نمی تواند فریب دهد چون او تنها به برج انتهای راه چشم دوخته و هر که در میانه او و هدفش باشد را خواه ناخواه از پای در خواهد آورد . جنگاور چون هدف را می شناسد به نگهبانان و دزدان بین راه یک دم هم میدان نمی دهد . جنگاور در همه حال بسوی هدف پیش می رود ، چه در خواب و چه در بیداری ، فکر هدف ! یک آن از اندیشه اش دور نمی شود . جنگاور هیچ کس را زخمی نمی کند ضربات او باید سریع ، پیاپی و کشنده باشد او نباید مار زخمی در بین راه برجای گذارد چون پشت سر او نگهبانی نیست جنگاور را ، نه دُر شاهوار گول می زند و نه آدمی زیبا که با کرشمه او را به سوی آغوش خویش فرا می خواند . جنگاور جز جان خویش ، چیزی برای از دست دادن ندارد آن را هم پیشتر فراموش کرده است . جنگاور نه در پی رویاست ، هر چه می کند به هدف گره خورده است . جنگاور جوانی خویش را برای بدست آوردن هدف از دست خواهد داد این یک فرایند بی بازگشت است . جنگاور یکتاست ، شاید برای دگرگونی تاریخ همین یک تن کفایت کند . جنگاور ژاله ای چکیده از درد است و برای درمان می آید . جنگاور رجز خوانی نمی داند ... او هدف را می شناسد همین . جنگاور ، شمشیرش هیچ گاه دیده نمی شود شمشیر او نه دیدنی است و نه رویایی...شمشیر او با برج و باروهای شهر پیش رو هماهنگ است . جنگاور آغاز زندگی این جهانی اش را با آخرین چکاچاک شمشیرش جشن می گیرد . جنگاور چون از خود گذشته است این فراخی را یافته که بی نهایت بدست آورد . جنگاور نه تند می دود و نه آهسته ، گامهایی استوار او پیشاپیش زمان رسیدن به هدف را می دانند ، هر گام در پس خود اندیشه و هدفی را دنبال می کند . جنگاور ، آنکه از جاده می گریزد را دنبال نمی کند و آنکه بیرون از جاده رجز می خواند را نمی بیند نگاه او تنها به برج پیش روست . جنگاور هنگامی که از دیوارهای شهر گذشت به هیچ سوراخی سرک نمی کشد او تنها به سوی بلند ترین ساختمان می رود و خود را به بلند ترین جای آن خواهد رساند او باید زایش خویش را از آنجا آغاز کند . جنگاور آخرین ضربه شمشیرش در بلند ترین جای شهر دور ، زایشی نو را نوید خواهد داد.
این بیست و پنج درس (( ارد بزرگ )) می تواند برای هر انسان متکی به نفسی یک راهکار مناسب باشد برای طی مسیر.... باید دید چه مقبول خواهد افتاد و رهگشا...